تأثیر عوامل روانشناختی بر نتایج مداخلات تغذیه ای برای کودکان چاق
6ژانویه 2020 - سازمان بهداشت جهانی تخمین زده است که بیش از 340 میلیون کودک و نوجوان در سنین 5 تا 19 ساله دارای اضافه وزن یا چاقی هستند و این بیماری همه گیر نسبت به کمبود وزن، با مرگ و میر بیشتری در سراسر جهان، ارتباط دارد.
مرکز کنترل بیماریها اخیراً گزارش داده است که از هر 5 کودک 12 تا 18 سال در ایالات متحده، 1 نفر به پیش دیابت مبتلا می باشد که خطر ابتلا به دیابت نوع 2 و همچنین بیماری مزمن کلیوی، بیماری قلبی و سکته مغزی را افزایش می دهد.
تلاش برای مهار این بحران باعث شد که پزشکان و متخصصان بهداشت و درمان، هم فاکتورهای تغذیه ای و هم فاکتورهای روانی چاقی دوره ی کودکی را بررسی کنند. در یک مطالعه ی جدید، محققان دانشگاه نوتردام تاثیر ویژگیهای مختلف روانی کودکانی که با وزن خود در چالش هستند، از جمله تنهایی، اضطراب و کمرویی، همراه با خصوصیات مشابهی در والدین یا سرپرستان آنها و پویایی خانواده، را بر نتایج مداخلات تغذیه ای بررسی کردند.
آنچه محققان یافتند یک "تأثیر شبکه ای" بود که نشان می داد یک رویکرد شخصی و جامع برای درمان می تواند نتایج مداخلات غذایی را بهبود بخشد.
پرفسور Nitesh Chawla، نویسنده ی ارشد این مطالعه، استاد علوم کامپیوتر و مهندسی کامپیوتر در نوتردام و مدیر مرکز شبکه و علوم داده ها گفت: ویژگیهای روانشناختی به وضوح اثرات متقابل دارند. ما دیگر نمی توانیم به سادگی آنها را بعنوان فاکتورهای خطرزای مجزا بدانیم و ارزیابی کنیم. ما باید برای هر کودک مجموعه ای از ویژگی های خاص را در نظر بگیریم، و به آنها به عنوان یک مجموعه ی کلی، برای برنامه ریزی مداخلات تغذیه ای نگاه کنیم.
تیم نوتردام با مرکز بازیابی و آموزش مواد مغذی(CREN) ، که یک درمانگاه غیر انتفاعی و غیر دولتی تغذیه ای در سائوپائولو است، همکاری کردند. در این مرکز بیماران در یک برنامه درمانی دو ساله بین رشته ای از جمله مشاوره خانواده، کارگاه های آموزشی تغذیه و فعالیتهای مختلف بدنی شرکت داشتند. محققان سوابق پزشکی و ارزیابی های روانشناختی 1،541 کودک را که در این برنامه شرکت کرده بودند ، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.
نکته اصلی حاصل از این مطالعه، تأثیر والدین و سرپرستان بر سلامت کودکان در مورد تغذیه است. پویایی قوی خانواده، مانند نگرانی در مورد رفتار و درمان و احساس محافظت از کودک، منجر به بهبود نتایج مداخلات تغذیه ای شده بود. با این وجود، عدم اقتدار منجر به حداقل تغییرات در نتایج شد.
پرفسور Chawla گفت: این شواهد کمّی، از موفقیت و عدم موفقیت در تعامل می گوید، زیرا آنها به ویژگی ها و تعاملات کودک و والدین یا سرپرستان مربوط می شوند.
این مطالعه همچنین نیاز به کلینیک هایی را برای گسترش دیدگاه های خود در مورد جمعیت بیماران برجسته می کند. به عنوان مثال، در حالی که برنامه های درمانی که شامل توسعه ی روابط بین فردی است( خانوادگی و غیرو)؛ ممکن است نتایج مداخلات تغذیه ای را بهبود بخشد، همان برنامه های درمانی ممکن است در کودکانی که احساس تنهایی در کنار اضطراب دارند، نتیجه یکسانی نداشته باشد.
دکتر Gisela M.B. Solymos، یکی از نویسندگان این مقاله،مدیر سابق CREN و محقق سابق مهمان در انستیتوی مطالعات بین المللی Kellogg در نوتردام و در مرکز شبکه و داده های علمی، گفت: برای گروه بدون اضطراب، این امر منطقی است كه شما برنامه درمانی را برای تقویت دایره ی اجتماعی كودك در نظر بگیرید و به مسائل ناشی از تنهایی، مانند شبکه اجتماعی ضعیف، قلدری یا انزوای خود خواسته، بپردازید، اما برای بیمارانی با احساس تنهایی و اضطراب، در واقع حداقل تغییرات با مداخلات تغذیه ای حاصل می شود، این گونه افراد احتمالاً از خدمات اضافی که در کلینیک هایی مانند CREN ارائه می شوند، منتفع خواهند شد.
منبع:
https://www.news-medical.net/news/20200106/Study-examines-how-psychological-factors-affect-outcomes-of-nutritional-intervention-for-obese-children.aspx